باز آیین بی تو در این شهر پر ملال
حتی برای آه کشیدن هوا کم است
دلم هوای تو کرده بگو چکار کنم . . .

حاج سید مهدی میرداماد-اربعین غمت مرا انداخت (روضه)
حاج سید مهدی میرداماد-الرحمن علم القرآن (زمینه)
حاج سید مهدی میرداماد-همسفرم السلام علیک (واحد سنگین)
حاج سید مهدی میرداماد-تو امیر عشقی و پسر شاه نجف (واحد)
حاج سید مهدی میرداماد-دیدنی تر از زمین کربلا (شور)
حاج سید مهدی میرداماد-چهل روزه صدای گل نیومد (مناجات)
از بدرود اشکبار کاروان، چهل
غروب گذشته است.چهل روز پیش، حوالی اندوه،
نیزارها ضجه زدند و مثنوی ها با گل های شیون، سرتاسر نینوا را پوشاندند.
هرگز نمیتوان به اربعین نگاه
کرد و آن همه نغمههای خاکستری را به یاد نیاورد.
امروز به جای همه یتیمان قافله،
اربعین سخن میگوید.
اربعین، با بوی خون در مشام و
آبله در پا، رسیده است تا بگوید همه اتفاقات سرخ، در راستای شکیبایی زینب بود.
اربعین، شعرهایی با کلماتی خون
رنگ در سوگ لالهها آورده است تا بگوید دل بستگیهای زینب در آن دشت بلاخیز، یکی
پس از دیگری پرپر شد.
و حال من با پیراهنی از
گریه در فرات اشک، غسل کردهام ولی نمیدانم…
چگونه باید گفت از عشق…
چه باید گفت از درد…
ولی حسین حسین گفتن روبه سوی
عاشقانهترین لحظهها، یعنی که تنها تو را دوست دارم